السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
399
تفسير الميزان ( فارسي )
صدد تكميل آن برآمد ، و اين قانون ، نوعى استقلال به خانه داده ، كه در آن چهار ديوارى دستورات سرپرست خانه واجب الاجراء است ، و اين سرپرست يا شوهر است و يا پدر فرزندان كه نوعى ربوبيت و سرپرستى نسبت به اهل خانه دارد ، و اهل خانه بايد او را بپرستند ، همانطور كه خود او در كودكى پدران گذشته خود را كه قبل از او تاسيس خانواده كردند مىپرستيد ، و اين سرپرست اختيار تام دارد ، و اراده او در تمامى آنچه كه مىخواهد و به آن امر مىكند نسبت به اهل خانه اش يعنى زنان و فرزندان نافذ و معتبر است ، حتى اگر صلاح بداند كه فلان زن و يا فلان فرزند بايد كشته شود ، بايد بدون چون و چرا اطاعتش مىكردند ، و كسى نبود كه با وى مخالفت كند . و زنان خانه يعنى همسر و دختر و خواهر وضع بدترى نسبت به مردان و حتى پسران داشتند ، با اينكه مردان و پسران هم تابع محض سرپرست خانه بودند ، ولى زنان اصولا جزء جامعه نبودند ، و در نتيجه به شكايت آنها گوش نمىدادند ، و هيچ معامله اى از ايشان معتبر و نافذ نمىشد ، و مداخله در امور اجتماعى به هيچ وجه از آنان صحيح نبود ، ولى مردان خانه ، يعنى اولاد ذكور و برادران سرپرست و حتى پسر خوانده ها ( چون در آن روزها پسرخواندگى در ميان روميان و همچنين يونانيان و ايرانيان و اعراب معمول بوده ) مىتوانستند با اجازه سرپرست مستقل شوند ، و همه امور زندگى خود را اداره كنند . زنان در روم قديم جزء اعضاى اصلى خانه و خانواده نبودند ، خانواده را تنها مردان تشكيل مىدادند ، زنان تابع خانواده بودند ، در نتيجه قرابت اجتماعى رسمى كه مؤثر در مساله توارث و امثال آنست ، مختص در بين مردان بود ( مردان بودند كه از يكديگر ارث مىبردند ، و يا مثلا شجره دودمانشان به وسيله ايشان حفظ مىشد ) و اما زنان نه در بين خود خويشاوندى ( خواهرى و دختر عمويى و غيره ) داشتند ، و نه در بين خود و مردان ، حتى بين زن و شوهر خويشاوندى نبود ، بين پسر با مادرش و بين خواهر و برادرش و بين دختر و پدرش ارتباط خويشاوندى كه باعث توارث شود نبود . بلكه تنها قرابت طبيعى ( كه باعث اتصال زن و مردى به هم و تولد فرزندى از آن دومى شد ) وجود داشت ، و بسا مىشد كه همين نبودن قرابت رسمى مجوز آن مىشد كه با محارم يكديگر ازدواج كنند ، و سرپرست خانه ، كه ولى همه دختران و زنان خانه بود ، با دختر خود ازدواج كند ، چون ولى دختر و سرپرست او بود همه رقم اختيارى در او داشت . و سخن كوتاه اينكه در اجتماع خانواده ، وجود زن در نظر روميان وجودى طفيلى ، و زندگيش تابع زندگى مردان بود ، زمام زندگى و اراده اش به دست سرپرست خانه بود ، كه يا